مصاحبه باجمشیداختری پور

طبق وعده ای که داده بودیم امروز مصاحبه ای دیگری داشتیم با یکی از پیشکسوتان باشگاه پاس که عنوان متعصب ترین,با گذشت ترین و وفادار ترین بحق شایسته اوست.کسی که با برد پاس می خندد, با باخت پاس می گرید وبه عشق پاس زندگی می کند,کسی که همۀ سالهای عمر خود را وقف باشگاه پاس کرده است.او کسی نیست جزء اقای جمشید اخترپور

اقای اخترپور لطفا خودتان را معرفی کنید تا علاقه مندان بیشتر با شما اشنا شوند:اینجانب جمشید اختر پور متولد  سوم ابان ماه  سال چهل و یک در همین کلمه متولد شده ام و الان هم شغل خدمات رسانی به این شهر را دارم یعنی گارگاه قالیشویی دارم

چطور شد که به سمت فوتبال رفتید:در ان سالها بخاطر دور افتادگی این منطقه ونبود برق ودیگر امکانات مانند تلوزیون وروزنامه تنها از طریق رادیو خبرها ومسابقات فوتبال را پیگیری می کردیم در ان زمان از طریق رادیو مسابقات به صورت مستقیم پخش می شد چون که این ورزش شور وهیجان خاصی داشت ما هم سرگرمی بهتر از این ورزش ندیدیم و به ان روی اوردیم

برگزاری بازیها در ان زمان به چه صورت بود:بازیها اوایل معمولا بین روستای کلمه وفاریاب برگزار می شد ومعلمانی هم که از شهرهای اطراف به این دو روستا می امدند در رقابتی تر شدن این بازیها تاثیر به سزایی داشتند.کم کم روستاهای دیگر هم علاقه مند وبه جمع این دو روستا پیوستند در ان زمان هر ساله مسابقات فقط در ایام عید نوروز برگزار می شد و چیزی بنام دسته یک و دو وجود نداشت همه با هم بازی می کردیم و در ان ایام  هیجان خاصی بین بازیکنان و مردم روستاهای همجوار دیده می شد.

شما در چه پستی بازی می کردید:بنده مهاجم تیم بودم و زمانی هم که نیاز می شد بعنوان مدافع ازاد یا جلوزن بازی می کردم.

بهترین گل دوران بازی شما چطور وبه چه تیمی بود:بهترین گلی که یادم هست وهیچ وقت فراموش نمی کنم در بازی با تیم ایرانجوان طلحه اقای حسین علی بحرامی توپی را از کنار سانتر کردند وبنده قبل از اینکه توپ به زمین بخورد روپا توپ را درون دروازه جا دادم.

چه چیزی باعث شد که تا الان به تیم پاس وفادار بمانید و در کنار این تیم باشید:اول از همه به علت اینکه پیشنهاد نام این باشگاه را خودم  به اعضاء دادم و مورد موافقت قرار گرفت به همین علت باید تلاش می کردم که این نام همیشه جاودان وزنده بماند سالهای زیادی سختی ورنج برای این تیم کشیدم در ان زمان تیم ما از تیم رقیب ضعیف تر بود هر بازی کنی که ما می ساختیم و الفبای فوتبال را به او یاد می دادیم از تیم ما جدا می کردند,سرپرستی ومربیگری هم چندان در تیم ثباتی نداشت باید همه اعضاء تیم تلاش می کردند تا این تیم باقی بماند,بیشترین فشار روی بنده و چند بازیکن دیگر بنام اقایان حسینعلی خجسته,محمد چمنرو,غلامرضا شجایی,غلام فخری,اسکندر قجری,حسین قشقایی وضرغام ماندگار بود که جا دارد  اینجا از انها تقدیر و تشکر کنم ما به این تیم عشق می ورزیدیم وهمیشه به خود امید می دادیم که روزی این سختیها به پایان می رسد وبه ارزوی خود که همان قهرمانیست می رسیم .و ارزوها به پایان رسید  مسابقات حذفی سال 1372بنده بعنوان اولین مربی تیم بودم که کاپ قهرمانی را بالای سر بردم  و به ارزوی دیرینه خود رسیدم. سالها بعنوان بازیکن و  مربی و سرپرست با این تیم بودم و هستم و به این باشگاه که دیگر قدرت اول منطقه شده است عشق می ورزم وافتخار می کنم

نظر شما در مورد فرزندانت که در این باشگاه بازی می کنند چیست:بنده یکی از کسانی هستم که از بدو تاسیس  تا به حال که در خدمت شما هستم هیچ وقت از این باشگاه جدا نشده ام و فرزندانم را از کودکی به سمت ورزش البته در کنار درسشان تشویق کرده ام تا بتوانند روزی مهره ای تاثیر گذار در این باشگاه باشند وحالا خدا را شکر وسپاس فراوان می کنم که سه تا از فرزندانم از موثرترین مهرهای ای باشگاه هستند.

اگر خاطره جالبی از بازیهای ان زمان دارید برای ما بیان کنید:خاطرهای تلخ وشیرین بسیاری دارم مخصوصا در دهه شصت.یکی از خاطراتی که هیچ وقت فراموش نمی کنم وهمیشه افسوس ان را می خورم مربوط می شود به بازی با ابوذر من واقای قجری در خط حمله بازی می کردیم توپی سانتر شد روی دروازه حریف دروازبان  که اقای محمود دانا بود توپ از دستش رها شد وجلوی من افتاد با زحمت پوپ را به اقای قجری رساندم ولی هم زمان اقای دانا که هیچ برخوردی با او نداشتم خود را به روی زمین انداخت و اقای قجری  که موقعیت گل داشت و می توانست توپ را به گل تبدبل کند ایستاده وبه دروازبان نگاه می کرد و گفت شاید مصدوم شده باشد در این لحظه اقای محمود اشنا که دفاع تیم ابوذر بود رسید وتوپ را به بیرون زد وقتی دروازه بان متوجه شد توپ به بیرون رفته بلند شد که همه بچه ها سر اقای قجری داد کشیدند که چرا توپ را گل نکردی ولی دیگر فایده ای نداشت

در پایان صحبتی اگر دارید بفرمایید:در پایان از جنابعالی که این وب را راه اندازی کردید کمال تشکر و سپاس بسیار دارم واقعا ما را زنده کردید حالا احساس می کنم مزد همه سختی ها وتلاشم را دارم می گیرم به گذشته که فکر می کنم مثل یک رویا برایم می ماند زیرا تیمی که من وبقیه بنا نهادیم مثل فرش تا عرش می ماند برای شما ارزوی موفقیت می کنم همچنین برای باشگاه پاس ارزوی سربلندی و سرافرازی را دارم

ما هم برای اقای اختر پور ارزوی موفقیت وسربلندی داریم و با تشکر فراوان که در این مصاحبه شرکت کردند

/ 0 نظر / 10 بازدید